پس قطعاً با هر دشوارى، آسانى است ،آرى با دشوارى، آسانى است.
<<سوره ی الانشــراح آیه ی ۵ و ۶>>
اگـر سختی درجایی جاسازی شد، در برابر آن آسانی می آید و آن را از مکان خود بیرون میکشد. پیامبر اکــرم صلی الله علیه و آله و سلــم
هر سختی به همراه خودش یک آسانی پدید میاره و سختی و آسانی چیزی جدای هم نیستند و همراه باهم و توأم هستند. سختی ها نباید ما رو ناامید کنه و از راهی که در پیش گرفتیم برگردونه. هرکس به خدا توکل کنه، مطمئناً خدا هم اونو پیروز میکنه و به خواسته اش میرسونه و هرکس صحنه رو تــرک نکنه و ادامه بده، خــدا براش گشایش فراهم میکنه!
و من یتق الله یجعل له مخرجاً و یرزقه من حیث لایحتسب
و من یتوکل علی الله فهــو حسبه
و هر کس تقوای الهی پیشه کند، خداوند راه نجاتی برای او فراهم میکند و او را از جایی که گمان ندارد، روزی دهد؛ و هر کس بر خدا توکل کند، خدا کفایت امرش را میکند. خداوند فرمان خود را به انجام میرساند و خدا برای هر چیزی اندازه ای قرار داده است.
<<سوره ی طلاق آیه ی ۲و۳>>
رحلت جانسوز آخرين پيامبر الهي و برترين مخلوق عالم هستي، مبيّن و مفسر قرآن كريم، پيامبر رحمت حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله عليه وآله وسلم) و شهادت كريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبی(علیه السلام) بر تمامی مسلمانان جهان تسلیت باد.
اربعين سالار شهيدان، امام حسين (عليه السلام) و ياران باوفاي آن حضرت بر همه عاشقان حق تسلیت باد.
عدد «اربعين» در متون ديني يكي از تعبيرهاي رايج عددي، تعبير اربعين است كه در بسياري از موارد به كار رفته است. يك نمونه آن كه سنّ رسول خدا (ص) در زمان مبعوث شدن، چهل بوده است. گفته شده كه عدد چهل در سن انسانها، نشانه بلوغ و رشد فكري است. از پيامبر (ص)) نقل شده كه اگر كسي چهل ساله شد و خيرش بر شرش غلبه نكرد، آماده رفتن به جهنم باشد. در نقلي آمده است كه، مردمان طالب دنيايند تا چهل سالشان شود. پس از آن در پي آخرت خواهند رفت. در قرآن آمده است «ميقات» موسي با پروردگارش در طي چهل روز حاصلشده است. در نقل است كه، حضرت آدم چهل شبانه روز بر روي كوه صفا در حال سجده بود. در باره بني اسرائيل هم آمده كه براي استجابت دعاي خود چهل شبانه روز ناله و ضجّه مي كردند. در نقلي آمده است كه اگر كسي چهل روز خالص براي خدا باشد، خداوند او را در دنيا زاهد كرده و راه و چاه زندگي را به او مي آموزد و حكمت را در قلب و زبانش جاري ميكند. در نقلها از قول پیامبر آمده است كه اگر كسي از امّت من، چهل حديث حفظ كند كه در امر دينش از آنها بهره برد، خداوند در روز قيامت او را فقيه و عالم محشور خواهد كرد. در نقل ديگري آمده است كه اميرمؤمنان (ع) فرمودند: اگر چهل مرد با من بيعت ميكردند، در برابر دشمنانم ميايستادم. مرحوم كفعمي نوشته است: زمين از يك قطب، چهار نفر از اوتاد و چهل نفر از ابدال و هفتاد نفر نجيب، هيچگاه خالينميشود. درباره نطفه هم تصور براين بوده كه بعد از چهل روز عَلَقه ميشود. همين عدد در تحولات بعدي علقه به مُضْغه تا تولد درنقلهاي كهن بكار رفته است، گويي كه عدد چهل مبدأ يك تحول دانسته شدهاست. در روايت است كه كسي كه شرابخواري كند، نمازش تا چهل روز قبول نميشود. و نيز در روايت است كه كسي كه چهل روز گوشت نخورد، خلقش تند ميشود. نيز در روايت است كه كسي كه چهل روز طعام حلال بخورد، خداوند قبلش را نوراني ميكند. نيز رسول خدا(ص) فرمود: كسي كه لقمه حراميبخورد، تا چهل روز دعايش مستجاب نميشود.
اربعين امام حسين (ع) مهمترين نكته درباره اربعين، روايت امام عسكري (ع) است. حضرت در روايتي فرمودهاند: نشانههاي مؤمن پنج چيز است: 1 ـ خواندن پنجاه و يك ركعت نماز (17 ركعت نماز واجب + 11 نماز شب + 23نوافل) 2 ـ زيارت اربعين 3 ـ انگشتري در دست راست 4 ـ وجود آثار سجده بر پيشاني 5 ـ بلند خواندن بسم الله در نماز. اين حديث تنها مدرك معتبري است كه جداي از خود زيارت اربعين كه درمنابع دعايي آمده، به اربعين امام حسين (ع) و بزرگداشت آن روز تصريح كرده است. اما اين كه منشأ اربعين چيست، بايد گفت، در منابع به اين روز به دو اعتبار نگريسته شده است. نخست روزي كه اسراي كربلا از شام به مدينه مراجعت كردند. دوم روزي كه جابر بن عبدالله انصاري، صحابي پيامبر خدا (ص) از مدينه به كربلا وارد شد تا قبر حضرت اباعبدالله الحسين (ع) را زيارت كند. شيخ مفيد اشاره به روز اربعينكرده و نوشته است: اين روزي است كه حرم امام حسين (ع)، از شام به سوي مدينه مراجعت كردند. نيز روزي است كه جابر بن عبدالله براي زيارت امام حسين (ع) وارد كربلا شد.
داستان حضرت یوسف در قرآن با نام"احسن القصص" یاد شده، قصص به معنای قصه گویی و احسن القصص ،
اشاره به نیکویی قصه گوی قرآنِ. در این داستان،که دارای ابعاد گوناگونی مثلِ اخلاق، سیاست و
اقتصاد هست، به سه موضوع اصلی اشاره میشه؛ اول: اینکه قــرآن، کتاب خـدا روشن و
روشن کننده ست، دوم: خداوند برای قـرآن زبان عــربی رو برگزید و با این زبان با
بندگانِ خودش صحبت میکنه و در آخـر: روشنگری قرآن علاوه بر زبان عربی، در قالب
بهترین و زیباترین حکایت که برای ما انسانها دلچسب باشه، مطرح شده.
و ما انسانها بسته به اینکه در چه دوره ای هستیم میتونیم از این حکایت نکات
مخفی شده در محتوای داستان رو بگیریم و استفاده کنیم و هرکس بنا به برداشت و فکر خودش میتونی نکات رو استخراج و درک کنه. در داستان یوسف یکسری نکات
اخلاقی خیلی ظریف و زیبایی گنجونده شده که من فکر میکنم نیاز جامعه ی امروز ما و
حتی نیاز خانواده هاست که این نکات رو بدونن و تحلیل کنن
لقد کان فی یوسف و إخوته آیات للسائلین
همانا درحکایت یوسف و برادرانش برای
دانش طلبان و اهل تحقیق , عبرت و حکمت
بسیار مندرج است.
تمامی آیات این سوره یکجا نازل شده و یکپارچه و کامل همه ی
داستان در سوره ی 12هم قرآن که 112 آیه (با بسم الله الرحمن الرحیم) داره و در جزء
12قرآنِ. 12 رکوع داره و 12برادر در داستان هستن، دوازده سال در زندان، دوازده سال
در خانه زليخا، ....
در این داستان که همه شنیدیم و میدونیم، از اینجا آغاز میشه که یوسف خواب ماه
و خورشید و یازده ستاره رو میبینه و برای پدرش تعریف میکنه :
درم! من در خوابديدم
كهيازده ستاره، و
خورشيد و ماه در برابرم سجده مىكنند
!
از همون ابتدای کار پدر ، یوسف رو از بازگو کردن این خواب بخاطر حسادت و
رقابتی که بین برادرانِ یوسف بوده، نهی میکنه.
این ماجرا با "حســـادت" شـروع میشه. در قرآن هم داستان دو
فرزند آدم نقل شده که اولین برادر کشی به خاطر حسادت انجام شده.
اگه موتور حسادت راه بیفته، آتشی در دل میندازه که آدم رو به انجام هرکاری تحریک میکنه.توی جامعه ی ما هم هستن آدمهایی که چشم دیدن ترقی و پیشرفت کسی رو ندارن و
نمیتونن موفقیتهای کسی رو ببینن.
برادران یوسف هم تصمیم به کشتن یوسف میگیرن
یوسف را بكشيد;
يا او را به سرزمين دوردستى بيفكنيد; تا توجه پدر،فقط به شماباشد;
و بعد از آن، (از گناه خود توبه مىكنيد; و) افراد صالحىخواهيد بود(9)
ما آدمها کمیتی با حقایق روبرو میشیم، کاری که شیطان با آدمها میکنه
اول اونها رو ترغیب به گناه میکنه و بعدش میگه توبه میکنید و خدا هم شما رو
میبخشه.
بعد از ماجرای کشته شدن:
و پيراهن او را
با خونى دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند; گفت: «هوسهاىنفسانى
شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شكيبائىخالى از ناسپاسى) خواهم
داشت; و در برابر آنچه مىگوييد، از خداوند يارى مىطلبم (18)
عکس
العمل پدر یوسف که باوجودیکه میدونست پسرها دروغ میگن ولی زود قضاوت نکرد و اونها
رو محکوم نکرد (کاری که همه ی ما آدمها در اولین برخورد با هر موضوع میکنیم!) و
فقط گفت: نفستون چیزی را خوب براتون جلوه داده و صبر از خدا خواست و فقط و فقط از
خداوند استعانت و کمک طلبید!
به مناسبت حلول ماههای مبارک رجب، شعبان و رمضان امور فرهنگی باشگاه ایرانیان دبی اقدام به برگزاری مسابقه وبلاگنویسی مذهبی نمود، هیئت داوران پس از بررسی های فراوان سه وبلاگ برتر را انتخاب نمود:
خیلی خیلی خوشحالم و از دیروز تا الان همش دارم گریه میکنم
اولش با این هدف وبلاگ نویسی رو شروع کردم صرفا فقط برای شرکت در مسابقه و اینکه یه جور سرگرمیه بخصوص در امارات که پیدا کردن سرگرمی های مفید و جالب کمی سخته! و اولین تجربه در وبلاگ نویسی منه. ولی بعد از چند ماه نوشتن با دوستان وبلاگ نویسی آشنا شدم در سراسر ایران که دوستی و آشنایی با اونها و آشنایی با افکار و قلمشون، مهمترین دستاورد این وبلاگ کوچیک میدونم. طوری که بعد از مدتها یادم رفت مسابقه ای درکاره.
از همه ی دوستام که تو این مدت با کامنتهاشون منو دلگرم کردن و به ادامه این کار تشویق، بینهایت تشکر میکنم و براشون بهترینها رو آرزو میکنم.
راستی! از جوایزش هم بگم
نفــــر اول مسابقه : یک سفر حج عمره
از برگزار کننده ی این برنامه "امـور فرهنگی باشگاه ایرانیان در دبی" خیلی خیلی تشکر میکنم و امیدوارم لایقِ اول بودن باشم.
خداوند هرگاه بخواهد چيزي به كسي بدهد، با صرف اراده ميدهد نه با حركت، اوبرطبيعت مسلط است، كاراو محكوم قوانين طبيعي نيست، لذا بخشش او مستلزم كم شدن چيزي از كسي نيست. هر كس اين معنا را بداند همواره اهل غبطه است نه حسد، ميگويد: خدايا هرچه بهديگران دادي به من هم افاضه كن و مرا نيز محروم مساز. با چنين انديشيدن هم خود به كمال ميرسد و هم زوال نعمت را از كسي توقع ندارد، برخوردار از شرح صدر و همت والا ميگويد خدايا هرچه به ديگران دادي به من هم عطا كن چون چيزي از مخزن اراده تو كم نميشود. نهج البلاغه، خطبه 1.
و از آنچه او به شما عطا کرده است مغرور نباشيد. خدا افراد خود پسند و مغرور را دوست ندارد.
آیه ی ۲۳- سوره حدید
بر اين نيست كه همه چيز تا آخر عمر براي تو بماند !براي آن چيزي هم كه خدا به شما ميدهد خيلي فرح و خوشحالی نكنيد.( "فرح" خوشحالي عادي نيست، غرور و مستي نعمت را فرح ميگويند.) در هر حالت آدمی باید مستقل و آزاد از بيرون خودش باشه!
انسان كامل باري را بر دوش ميكشد كه نه سماوات، نه سلسله جبال، نه زمين و نه فرشته، هيچ كدام نميتوانند آن شور و شوق تحمل را داشته باشند. اگر ميگويد: خداي سبحان در آدم تجلي كرده براي آن است كه فرشته آن توان را نداشته كه بدون واسطه متعلّم اسما بشود، خدا ميخواهد معلم باشد و معلم بودن، شاگرد ميطلبد ولي شاگردي ميطلبد كه متعلم اسماي كلي باشد؛ و اگر فرشتگان چنين صلاحيتي ميداشتند قطعاً خدا به آنها نيز ميآموخت و در حد آدم قرار ميگرفتند و از نوع انسان بودند نه فرشته. لذا خداي سبحان انسان كامل را معلم فرشتگان قرار داد، آن هم در حد إنباء و گزارش حقايق اشيا نه در حد تعليم آنها. پس انسان كامل ميتواند باري بكشد كه نه فلك ميكشد و نه ملك، زيرا:
همونطور که میدونید، هدف امام حسین از نهضت عاشورا قدرت طلبی یا رسیدن به امکانات مالی نبوده و همچنین هدفشون ایجاد اغتشاش در بین حکومت و مردم هم نبوده و بقولِ اقبال :
مدّعايش سلطنت بودي اگر خود نكردي با چنين سامانْ سفر
اگر هدف امام این چیزها بود، با زن و فرزند و خانواده به این سفر خطیر نمیرفتن، هدف امام بسیار بالاتر و مهمتر از قدرت طلبی یا سلطنت بوده و هدف از قیام : ایجاد اصلاحات در امت پیامبر و امر به معروف و نهی از منکر بوده.
زمانی این نهضت شروع میشه که امام حسین دربرابر فساد و انحراف اون موقع و دربرابر یزید بلند میشه و در یک کلام به عنصر دیکتاتور زمانه "یــزیـــد" ،نــه میگه و بیعت با اون رو رد میکنه.
تيغ لا چون از ميانْ بيرون كشيد ...
و قیام عاشورا از اینجا شروع میشه; نه گفتن به یک نظام دیکتاتوری و ایستادن در برابر آن، آگاهی دادن به مردم و پاسخ مثبت دادن به مردمی که یک حکومت مردمی میخواستن.
هدف امام حسین مطمئنا این نبوده که فقط برای ایشون گریه کنیم، هرچند هرکسی که این واقعه رو میشنوه یا میخونه خود به خود اشکش سرازیر میشه. ولی ما در هیچکدوم از فرمایشات امام نمیخونیم که برای من گریه کنید. این روزا پیام عاشورا کنار رفته و مردم درگیرِ فقط تشریفات و آداب عاشورا هستنکه معلوم نیست سازنده باشه.
پس عزا بر خود كنيد اي خفتگان زان كه بد مرگيست اين خواب گران
شاعري شيعي يك روز عاشورا وارد شهر حلب انطاكيه ميشود، ميبيند كه در كنار دروازه شهر مردم ازدحام كرده و سخت مشغول عزاداري هستند. از فردي ميپرسد: اينها براي چه كسي عزاداري ميكنند؟ او را به من معرفي كنيد، تا در وصفش شعري و مدحي بگويم. مردم پاسخ ميدهند كه او امام حسين عليهالسلام است كه در دوره يزيد به شهادت رسيده است. شاعر تعجب ميكند و ميگويد: اگر امام عليهالسلام آن زمان شهيد گشته چرا مردم امروز كه چند قرن از آن واقعه ميگذرد، با خبر شدهاند.
وقتی امام حسین میگوید "کل الارض کربلا وکل الیوم العاشورا " اگر هر سرزمینی کربلا وهر روز عاشوراست، پس هر روز هم حسینی و یزیدی هست و این مژده به آزادیخواهان جهانه که هرکدوم میتونیم یک حسین باشیم در زمونه ی خودمون.
بیاین به جای گریه بر حسین و یارانش، کاری که مردم همیشه میکنن، واقعه عاشورا رو تحلیل و پیام عاشورا رو درک کنیم و ما به قول مولانا باید بر بی خبری های خودمون گریه کنیم!
السلام عليك يا ابا عبد الله و عليٰ الأرواح التي حلّت بفنائك
فرا رسيدن ماه محرم، ايام ظهور برترين جلوههاي عشق الهی و رادمردیِ والاترين مجاهدان فی سبيل الله و اثبات برتری انسان كامل از همه فرشتگان مقرب به همه دوستداران و عاشقان اهل بيت تسليت باد.
خیلی از ما مسلمونها معتقدیم که تولد حضرت عیسی و کریسمس به ما مربوط نیست و این عیده مسیحی هاست و بخصوص در بین ما شیعیان این رسم معموله که مراسم و آیین دین خودمون رو خیلی بها میدیم و تولد تمامی ائمه و پیامبر اکرم و حتی شهادت آن بزرگواران رو یاد میکنیم.
حضرت عیسی هم که اسمش در کتاب قرآن خیلی تکرار شده و یادش در قرآن اومده و حتی سوره ای در قرآن بنام "آل عمــران" نامگذاری شده و داستان زندگی آن حضرت و حتی زندگی مادر و مادربزرگشون هم در قرآن از چند سال قبل از تولد آن حضرت ذکر شده.عیسی، از پیامبران اولوا العزم بود، پیامبر رحمت نامگذاری شده و از مقربین و از مصلحین تاریخ بشر بوده و به قول قرآن موید روح القدس بود و آبرومند در دنیا و آخرت. و جا داره ما مسلمونها یادش رو گرامی بداریم چون عیسی متعلق به مسیحیت فقط نیست ، عیسی متعلق به تمامی مردم جهان و بشریتِ و نام این بزرگوار حدود ۷۰بار با عنوانِ " عیسی ابن مریم" در قرآن اومده و ۱۰۰ آیه درمورد این پیامبرِ بزرگواره و بصورت ریشه ای داستان زندگی این خانواده(عیسی مسیح، مادرش مریم و مادر مریم) در قرآن با جزییات مطرح شده. رفتن به سوی این پیامبر به معنای دورافتادن از شریعت نیست! و ما مسلمونها نباید از زندگی این بزرگواران غافل بشیم و نیاز داریم از زندگی این خانواده درس بگیریم .
پس اجازه بدید میلاد این پیامبر رحمت و روح خدا رو به همه ی مسیحی های عزیز و مسلمونها تبریک بگم.
Merry christmas!
I wish all having fun
Happy, happy Christmas
May Peace be your gift at Christmas and your blessing all year through!
I present this post to 3 my best friends:
Lara, Helen and Tudor.
I Hope the New Year will bring peace,luck, good health and success to ALL OF US
این پست رو تقدیم میکنم به دوستان مسیحیم:
لارا، دوست خوب و صمیمی که ایمان،نجابت و حجاب درونی رو در اون دیدم
هِلــن از نیوزلند، که هرجا میره شادی و رحمت با خودش میاره
و تــودور دوست مسیحیِ مقید، ملتزم و متدین از رومانی.
همیشه روز کریسمس برای من از کودکی خاطرات خوب و کلا روز جالبیه، روز تولد من مصادف با این روزه و بقول مادر: تمــام دنیا برای روز تولدت جشن میگیرن و شادی میکنن!
از منظر قرآن کريم در عيد غدير که عيد بزرگ ولايت است، نعمت هاي معنوي آلهي به برترين حد و بالاترين نصاب خود رسيد. حال چون نعمتي برتر از ولايت علي و اولاد علي (عليهم السلام) نيست، عيد غدير برترين اعياد امت اسلامي است و اعتقاد به ولايت تکويني و تشريعي امامان معصوم (عليهم السلام) و باورداشتن وبساطت و شفاعت و وسيله بودن آنان از مهمترين برکاتي است که نصيب امت اسلامي شده است.
اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيليت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ باغت؟ اتومبيلت؟ ... ؟ من چه مي دانم؟ اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم: آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيم يي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ي ابليس مي سازد. در قله ي بلند شرفي و سرا پا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه ي دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل تواست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ي ضعف"!
... از شادی در پوست نمی گنجم، جشن قربان است... آمده ام اسماعیلم را ذبح
کنم و می دانم و می دانی که عزیزتر و گرانبهاتر از این نداشتم وگرنه دریغ نمی کردم...
آمده ام تا ایمانم از زنگار هر هوایی، پیوند هر هوسی، رنگ هر شائبه ای پاک گردد...
از هرچه جز تو زدوده شود، به اخلاص رسد، به مطلق رسد، همچون یک پاره لطیف
ابر، به دعوت آفتاب برخیزد و در قلب تابان و گدازان خورشید محو گردد... بی تابم،
آزمایش خلوص است، نمایش ایمان است، کارد را بر حلقش می فشارم، می کِشم...
خدایا، مرا از رنج "داشتن" برهان، از بند "وابستگی" بگسلان، رهایم کن... چقدر تماشای دست و پا زدن و جان دادن این ذبیح عزیز برایم لذت بخش است!
اسماعیل من! آرام و صبور جان بسپار...
خدایا، تو یگانه ای، بی شریکی، بی نظیری... من ایمانم را، عشقم را به زندگی کردن
نیز نخواهم آلود، اخلاص یعنی فقط تو! یکتایی ...
دکتـــر علــی شریعـتــی
درباره وبلاگ من
درباره : مردمان را به راه پروردگارت فراخوان از طریق حکمت و معرفت و اندرزهای نیکو ، و با ایشان به طرزی جمیل بحث و مناظره کن - قرآن
*******************************
با تشکـــر از دوست خوبم آقای احمــد زکــی زاده که این لوگو رو با خط خودشون نوشتن.