به نام آفــریدگار حسیــن
السلام عليك يا ابا عبد الله و عليٰ الأرواح التي حلّت بفنائك
فرا رسيدن ماه محرم، ايام ظهور برترين جلوههاي عشق الهی و رادمردیِ والاترين مجاهدان فی سبيل الله و اثبات برتری انسان كامل از همه فرشتگان مقرب به همه دوستداران و عاشقان اهل بيت تسليت باد.
«إِنّى لَمْ أَخْرُجْ أَشِرًا وَلا بَطَرًا وَلا مُفْسِدًا وَلا ظالِمًا وَإِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الاِْصْلاحِ فى أُمَّةِ جَدّى، أُريدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَأَنْهى عَنِ الْمُنْكَرِ وَأَسيرَ بِسيرَةِجَدّى وَأَبى عَلِىِّ بْنِ أَبيطالِب»
«من از روى خود خواهى و خوشگذرانى و يا براى فساد و ستمگرى قيام نكردم، من فقط براى اصلاح در امّت جدّم از وطن خارج شدم.
امام حسین علیه السلام

امام حسین از دیداقبال لاهوری ،شاعر سنی مذهب پاکستانی:
هر كه پيمان با هوالموجود بست گردنش از بندِ هر معبود رَست
مؤمن از عشق است، و عشق از مؤمن است عشق را ناممكنِ ما ممكن است
چون خلافت، رشته از قرآن گسيخت حريت را زهر اندر كام ريخت
خاست آن سر جلوة خيرالاُمم چون سحاب قبلهباران در قدم
بر زمين كربلا باريد و رفت لاله در ويرانهها كاريد و رفت
تا قيامت، قطع استبداد كرد موجِ خونِ او، چمن ايجاد كرد
بهر حق در خاك و خون گرديده است پس بناي لا اله گرديده است
مدّعايش سلطنت بودي اگر خود نكردي با چنين سامانْ سفر
دشمنان چون ريگِ صحرا، لاتعد دوستان او به يزدان هم عدد
سرّ ابراهيم و اسماعيل بود يعني آن اجمال را تفصيل بود
عزم او چون كوهسارانْ استوار پايدار و تندسير و كامكار
خون او تفسير اين اسرار كرد ملت خوابيده را بيدار كرد
تيغ لا چون از ميانْ بيرون كشيد از رگِ اربابِ باطل، خون كشيد
نقش الاالله بر صحرا نوشت سطرِ عنوانِ نجاتِ ما نوشت
رمزِ قرآن از حسين آموختيم زآتش او شعلهها اندوختيم
شوكتِ شام، و فَرِ بغداد رفت سطوت غرناطه هم از ياد رفت
تار ما از زخمهاش لرزانْ هنوز تازه از تكبير او ايمانْ هنوز
اي صبا، اي پيك دورافتادگان! اشك ما بر خاك پاك او رسان













