داستان حضرت یوسف در قرآن با نام "احسن القصص" یاد شده، قصص به معنای قصه گویی و احسن القصص ، اشاره به نیکویی قصه گوی قرآنِ. در این داستان،که دارای ابعاد گوناگونی مثلِ اخلاق، سیاست و اقتصاد هست، به سه موضوع اصلی اشاره میشه؛ اول: اینکه قــرآن، کتاب خـدا روشن و روشن کننده ست، دوم: خداوند برای قـرآن زبان عــربی رو برگزید و با این زبان با بندگانِ خودش صحبت میکنه و در آخـر: روشنگری قرآن علاوه بر زبان عربی، در قالب بهترین و زیباترین حکایت که برای ما انسانها دلچسب باشه، مطرح شده.
و ما انسانها بسته به اینکه در چه دوره ای هستیم میتونیم از این حکایت نکات مخفی شده در محتوای داستان رو بگیریم و استفاده کنیم و هرکس بنا به برداشت و فکر خودش میتونی نکات رو استخراج و درک کنه. در داستان یوسف یکسری نکات اخلاقی خیلی ظریف و زیبایی گنجونده شده که من فکر میکنم نیاز جامعه ی امروز ما و حتی نیاز خانواده هاست که این نکات رو بدونن و تحلیل کنن
لقد کان فی یوسف و إخوته آیات للسائلین
همانا در حکایت یوسف و برادرانش برای دانش طلبان و اهل تحقیق , عبرت و حکمت بسیار مندرج است.
تمامی آیات این سوره یکجا نازل شده و یکپارچه و کامل همه ی داستان در سوره ی 12هم قرآن که 112 آیه (با بسم الله الرحمن الرحیم) داره و در جزء 12قرآنِ. 12 رکوع داره و 12برادر در داستان هستن، دوازده سال در زندان، دوازده سال در خانه زليخا، ....
در این داستان که همه شنیدیم و میدونیم، از اینجا آغاز میشه که یوسف خواب ماه و خورشید و یازده ستاره رو میبینه و برای پدرش تعریف میکنه :

يَا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَبًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي سَاجِدِينَ
سورة يوسف - سورة 12- آية 4
درم! من در خواب ديدم
كه يازده ستاره، و
خورشيد و ماه در برابرم سجده مىكنند
!
از همون ابتدای کار پدر ، یوسف رو از بازگو کردن این خواب بخاطر حسادت و رقابتی که بین برادرانِ یوسف بوده، نهی میکنه.
این ماجرا با "حســـادت" شـروع میشه. در قرآن هم داستان دو فرزند آدم نقل شده که اولین برادر کشی به خاطر حسادت انجام شده.
اگه موتور حسادت راه بیفته، آتشی در دل میندازه که آدم رو به انجام هرکاری تحریک میکنه.توی جامعه ی ما هم هستن آدمهایی که چشم دیدن ترقی و پیشرفت کسی رو ندارن و نمیتونن موفقیتهای کسی رو ببینن.
برادران یوسف هم تصمیم به کشتن یوسف میگیرن

یوسف را بكشيد; يا او را به سرزمين دوردستى بيفكنيد; تا توجه پدر، فقط به شما باشد; و بعد از آن، (از گناه خود توبه مىكنيد; و) افراد صالحى خواهيد بود(9)
ما آدمها کمیتی با حقایق روبرو میشیم، کاری که شیطان با آدمها میکنه
اول اونها رو ترغیب به گناه میکنه و بعدش میگه توبه میکنید و خدا هم شما رو میبخشه.
بعد از ماجرای کشته شدن:

و پيراهن او را با خونى دروغين (آغشته ساخته، نزد پدر) آوردند; گفت: «هوسهاى نفسانى شما اين كار را برايتان آراسته! من صبر جميل (و شكيبائى خالى از ناسپاسى) خواهم داشت; و در برابر آنچه مىگوييد، از خداوند يارى مىطلبم (18)
عکس العمل پدر یوسف که باوجودیکه میدونست پسرها دروغ میگن ولی زود قضاوت نکرد و اونها رو محکوم نکرد (کاری که همه ی ما آدمها در اولین برخورد با هر موضوع میکنیم!) و فقط گفت: نفستون چیزی را خوب براتون جلوه داده و صبر از خدا خواست و فقط و فقط از خداوند استعانت و کمک طلبید!

